تقدیم به کهن ترین یار دیار دیرینم ,دایی دلنگیز

صبر از تو و بی قراری از من
تو غرق غرور و خواری از من
در پای تو من فشانده ام جان
یعنی که تو هر چه داری از من
تو جام وجود من شکستی
مستی ز تو و خماری از من
من غرق نیاز روز وصلم
از تو همه ناز و زاری ازمن
افسوس که عمر من سر امد
این جلوه بی بهاری از من
باز آی و دوای درد من باش
مرحم ز تو, زخم کاری از من
ششم دسامبر ۲۰۱۵