یلدا

یلدا

یلدا

ما صلای صبح روشن در شب یلدا زدیم
نعره ی مستانه گه پنهان و گه پیدا زدیم
مردگان اگه کنید تا سر بر ارند از مغاک
نفخه ی صور است که ما از عالم بالا زدیم
این جهان عشق است و باز عشق است و دیگر هیچ ‌وهیچ
آتش جانسوز مستی بر دل شیدا زدیم
پا نهادیم بر سر نفس لییم خود پرست
دست ردبر سینه ی اهریمن رسوا زدیم
رایت مهر و نشان عاطفت در دست ماست
سر خوشان معرفت را خیمه در صحرا زدیم
پیروان مذهب ملای روم و حافظیم
در رسای لاله ها فریاد وانفسا زدیم
عیب رندان زمانه بر زبان ما نرفت
تا که ما هم جرعه ایی از ساغر (صهبا )زدیم


شب تاریک یلدا چون سر آید

سحر گاهان نسیم خوشتر آید

بر آید آفتابِ صبحِ امید

مخور غم روزگار بهتر آید

Read more